سگی

گمشده

 

چه می خواهم؟

ای کاش چه میخواهم های میم هم مثل چه میخواهم های نیلا بودند.

بغل ش که میکردی از روی میز آرایش یک چیزی برمیداشت و میگفت

همین را میخواستم.

میم اما نمیداند چه میخواهد .مثل همیشه .پرسه میزند .اینور و آنور میرود

و گم شده ای دارد که هنوز  پیدایش نکرده .

البته مهم هم نیست . این را میگوید که از بدبختی نترکد .

اینجا نوشتن همین گه گاه هم از مزخرفترین کارهای زندگی اش است.

پیدا شو و با او حرف بزن.

پیدا شو و آرامش کن

این جلز ولز کردن را تمام کن.

تمامش کن .هر جور که خودت می دانی .

 

   + میم ; ۱۱:٠٢ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٥/٥/٩
comment نظرات ()

ترس

 

 

چقدر منتظرت ماندم.

   + میم ; ۸:٥۸ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٥/٥/٤
comment نظرات ()

حباب

 

چقدر برو برو داشت مثلا.

مهم هم نیست که خاک آلوده افتاده یک گوشه.

چیزهای زیادی دارد برای نوشتن.

حوصله ندارد.

مثل قبلها نیست .

آخر آدم مگر اینهمه مینویسد ؟.

دیوانه باید باشد .

   + میم ; ۸:٤۳ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٥/٥/٤
comment نظرات ()

پیش آر پیاله را که شب می گذرد

زیباست .

دریاب دمی که با  طرب میگذرد ..

ساقی غم فردای حریفان چه خوری 

پیش آر..........

زیباست واقعا . گاهی و نه همیشه موسیقی راه نجات است 

اگر هم که خالق باشی که حالت هم بهتر است حتما .

و دنگ شوی همیشه خاص البته .. .

   + میم ; ٩:۱٧ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٥/۳/۸
comment نظرات ()

رو به تمام .

 

 

همه چیز در نهایت فاجعه به سر میبرد بعد از دو سال رابطه به این نتیجه

برسی که چه گهی خوردم. قشنگ ترین قسمت این ماجرا اما این نیست

قشنگترینش اینه که هیچ وقت مثل یه مرد پشتم نبودی .یه بچه ی کوچیک

که نیاز به مراقبت داشتی حالا من از همون بچه ی کوچیکم میخوام جواب

سوالایی رو بده که هیچ کس نمیفهمدشون ..اینکه چرا تونل وجود داره؟

یا اینکه رج زدن یعنی چی؟ حالا باید یکی باشه جواب اینا رو بده و روی 

حرفش مثل یه مرد وایسه .

از ناله های عاشقانه بدم میاد حتی اگه خلافه خواستن فردی یا چیزی باشه

فقط هر چقدر سعی میکنم متمرکز باشم تا بتونم حرفام رو جمع کنم برای 

فردا ..نمیتونم .همه چیز قاطی شده مثل همون خمیری که برات مثالش رو 

زدم .. .

   + میم ; ٧:٢٩ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٥/٢/۱٩
comment نظرات ()
← صفحه بعد