کاتش اندر گنه آدم و حوا فکنم..حافظا

 

میم ـ گه.اه اگر آدم بودی باید پای حرفت میماندی.تو دلت نمی خواهد فردا

از این خانه ی گه دانی پایت را بیرون بگذاری و بروی در یک گه دانی

دیگر شب را بگذرانی.میم از خانه حرف میزند نه آدمهایش.

میم ـ احمق اگر پای حرف و خواسته اش میماند نباید فردا میرفت کرج

دلش نمی خواهد.حالش را ندارد اما مادر فکر می کند که اگر من را

در خانه بگذارد برود حتما دیوانه ای چیزی می شوم و افسرده هستم حتما

چون نمی خواهم جایی بروم.میم نمی تواند به او بگوید که تمام این روزنه های

کوچکی که برای او پیدا می کنید تا نجاتش دهید برای او مانند یک چاه توالت

میماند.وای خدای ـ ظالم میم او را کی ول میکنی بروی سراغ کس ـ دیگری.

سوراخ شده است.گندیده است .جــــ‌ـ --ــر خورده است.

   + میم - ۱٠:٤٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۳/٢۱