بی تو مـ ِ حتی با خُم غریبُم

یعنی گه اش را میم در آورده است دیگر..زیاد موزیک گوش میکند

و امشب در ماشین در حالیکه موزیک مورد علاقه اش را گوش می کرد یک

لحظه خوشحالی وصف ناشدنی ای در وجود او دوید و سریع تمام شد

وقتی آمد در اتاقش روی تخت اش کتاب 26 سال کنکور هنر را دید که دلش

خواست بریند در آن کتاب مزخرف و به تمامی دست اندرکاران و طراحان ـ

سوالش که معلوم نیست از کدام دهات کوره ای آوردندشان..درست است که

میم به این امتحان خیلی فکر نمی کند چون هدفش همان امتحان اردیبهشت

ماه بود که عن اش در آمد و زیاد درس خواند ولی با این حال مجبور است

می دانید که؟

مجبور بودن چیزی شبیه عادت میماند چیزی که ماسیده است به این روزهای

میم.

   + میم - ۱۱:٢۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۳/۳٠