سگی

خب بگذارید باشد

میم دیگر عق میزند از این همه تظاهر..تقلب..ریاکاری

نام تمامی وبلاگها /نوشته هایشان/افکارشان/زندگی اشان/خود درونشان

شده است یک نفر..این افتضاح است .چیزی ست حال خراب کن.

میم بلند شد رفت بیرون و تولد نسی را جشن گرفتند/عکس گرفت از ماه

آسمانش/عکس گرفت از نسی/به یک اس ام اس داد که امشب بدجوری دلش

می خواست حرف بزند/میم وقتی می  گوید دلش می خواسته که حرف بزند یعنی

آن روز حالش دگرگون بوده است چون معمولا این کار را نخواهد کرد و نمی کند.

میم دیوانه است.باشد.عیبی ندارد خب.

سهیل نفسی گوش می کند و دوست دارد برود بیرون در هوای خوب نفس

بکشد و راه برود و موزیک..موزیک ..موزیک .....چیزی که او را به فـ ــ ـاک خواهد

داد روزی/.بله./.بله/.

 می دانید او گمان میکند توانایی دوست شدن را ندارد.احساس ضعف میکند

و میگذارد میرو د از اینجا..

   + میم ; ۱٢:۱٩ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/٤/٢٤
comment نظرات ()