قانون های هرزه ی انسانی به نام میم

امروز جمعه ست؟

میم چه می داند خب.مگر تقویم است آخر/از کجا باید بداند /

عجیب است.اینکه امروز باران بارید و خاک اتاق میم را کم کرد.

خاکی که کوچک و بزرگ حالیش نمی شود.

می دانید؟میم اینجا هرچه که می خواهد از خودش بنویسد را فراموش

می کند/دوست دارد احتمالا بگوید او این مدلی ست و آن مدلی ست

اما چه مهم ها؟ برای چه بنویسد اینها را؟

میم می دانید آدمی ست که اگر تکلیفش در این زندگی معلق تخمی مشخص

شود انسان سالمی خواهد بود از لحاظ ذهنی.هرچند که امروز آن دفتر گه گرفته

عنش را می خواند که حالش بهم خورد از آن چیزی که بود و الان هم هست

میم انسان مغروری ست که اعتماد به نفس خیلی از کارها را ندارد

کسی اگر او را آدم کند و بگویدش که میم انقدر ها ارزش ندارد این اخلاقیات

و قانون های تخمی هرزه ات.و میم هم بگوید:اوه راست میگویی چیزی وجود ندارد

برای فرار کردن.بعـــله.انسانها درست است که گه اند اما ترسناک نیستند.بلهه

   + میم - ٩:٤٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٤/٢٤