میم سریع می نویسد از دنیای مفنگی اش(!)

ااام میم باید سریع بنویسد/نه اینکه کار داشته باشد ها نه ولی

باید سریع بنویسد که امروز عکس های کوچک ترین مدرسه ی جهان را

دید و با بهترین معلم روی زمین ملاقات کرد هر چند که با او حرف نزد و مادر

با او صحبت کرد و میم نگاه کرد چون مادر اعتماد به نفس دارد و میم ندارد

او می داند از کجا شروع کند و میم نه/.میم از کالو و معلم و بچه هایش زیادی

خوشش آمد و آن عکس خاص که حتی داشت به گریه می انداخت میم را

حس خوب زیادی داشت/.

امروز سرش را مثل بچه ها از شیشه ی ماشین بیرون برد و برایش مهم نبودند

دیگران ـ بیننده /.مگر بیرون بردن سر میم به کجای باسن این دنیا فشار می آورد

ها؟..اه /.میم کتاب دارد برای خواندن/.محیطش نمی گذارد/.دارد می خورد او را

تجربه اش را داشته اید؟ محیط حرام زاده ای که می خورد ذهن و روحت را و

جسم ات را فرسوده می کند/.محیط میم همچین جایی ست/.جایی که او

به زودی استفراغش خواهد کرد و رید در آن .

   + میم - ۱٢:۱۳ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/٤/٢٦