سگی

 

 

۴ شنبه سوری ای که متفاوت بود امسال.

و شمارش معکوس شروع شد.

چند روز انگشت شمار تا عید.

و من که فکر می کردم تنها بودن خوبه.

و حالا از یک فضای پوچ و تهی می خوام بیام بیرون و کسی

نیست که دست لا مصب منو بگیره.مهم هم نیست.

چرا.مهم هم هست اتفاقا.چاره ای نیست در حقیقت.

شاید فردا شب راجع به میم نوشتم.راجع به خودم.

   + میم ; ۱٢:٢٢ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/۱٢/٢٥
comment نظرات ()