سگی

میم فانتزی نیست بس که و می ترسد در مدام هایش

امروز روزی بود که میم عهد هایش را شکست الاغ.

البته الاغ نیست او..عهدهایش تخمی بوده باشند شاید.چه میداند خب

او امروز کاری را کرد که در زندگی 20 ساله اش نکرده بود کلا.

او آدم جدیدی نیست/فانتزی نیست/کلاسیک است/سنتی ست

بعـ ـ ـله.

فردا میروند خانه ی عمه پروین و اسفندیار خان خوب ـ میم که واقعا او برای

رفتن به آنجا عزا نگرفته است چون مجبور است جایی برود که حالش را ندارد

یا چه می دانم کپک بزند در آنجا و با خود بگوید گه خوردی که از خانه آمدی

بیرون..

میم دوست داشت با بانو برود کنسرت :‌) واقعا می گوید وقتی می خواند

دوست داشت که برود که توهماتش به پایان رسید

میم کمی نویی را به اتاقش آورده/حرفهای کسی را وارد گوشهایش کرده

و خر شده.خدا کند همان خدا نریند در حال میم چون او توان جمع کردن

ریدمانهای هیچ کسی را ندارد.بس است او را.

   + میم ; ۱٢:۱۳ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/٤/۳۱
comment نظرات ()