سگی

سر کاری دائم دست ازش بردار.

میم باید بنویسد از فردا.بنویسد که آدمهای این مملکت گه تنها به 

انسانهایی نیاز دارد که برایشان حمالی مفت کند و در قبالش هم یک عدد

بیلاخ نشان طرف دهد که دیدیما چقدر زرنگیم.

میم فردا میرود حمالی مفت کند که اگر بخاطر عکاسی که جزو علایق اش است

نبود هرگز نمی رفت.

آدمها چیزهای گهی هستند که اتفاقا تغییر ناپذیرند.بعــ ـ ـ له

راستش را می خواهید از همه ی اینها گدشته میم دوست ندارد کسی را سر کار

بگذارد کلا..این روزها توهم های کثافت الکی دست از سرش بر نمی دارند

آهنگ گوش می دهد که بدون آن نمیشود زنده بود.نمیشود که نشود میم به درک

چه می دانم اصلا.خوب است حالش در حالیکه خیلی نه.

می دانید خوشحالی اش گذراست مثل قرص های روان گردان می ماند

میماند اما کم ...میرود و وقتی برود اثراتش میمیراند آدمش را.

قرص روان گردان را می گویم.

   + میم ; ۸:٥٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٥/۱۱
comment نظرات ()