سگی

 

نامجو گوش میدم که گوش دادنش خوبه.

سرم درد می کنه.به درک.

قره قوروت می خورم که سردرد کوفتی بیشتر میشه و می دونم.

صدای نوری زاده میاد تو اتاق و من حوصله ی گوش دادن هم ندارم.

درس نمی خونم چون آخر سال ـ

اصلا کلی که در نظر بگیری گه ام.معلق و اینا.

یه چیزایی نوشتم که احتمالا پست جدیدم تو م.و باشه.

م.و بلاگی که خودم نبود و من فرار کردم ازش و اومدم اینجا.

هرچند که الان راحتم باهاش.

پ.ن:شاید فردا شب نوشتم.شاید.

   + میم ; ۱٠:۱٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱٢/٢٥
comment نظرات ()