سگی

میزنم زمین هوا میره نمی دونی تا کجا میره

می دونی من خیلی اهل حرف زدن نیستم.کلا آدم ساکتیم .اینا رو الان بعد از آخرین اس ام اس امشب 
دارم می تویسم.تو دوست آدمی هستی که ازش هیچی نمی دونی جز حرفهای معمول خودش.
تو نمی تونی ممنون بودن ها یا خوب گفتن هاش رو حتی حدس هم بزنی.من می فهممت.
میفهمم که از گفتنشون بالا میاری چون فکر می کنی مجبورم به گفتنش یا این یه عادت کثیف ـ که 
اگه تکرارش نکنم روزم شب نمیشه.
نه اینا نیست.تو منو در حدخودم نمیشناسی.تو اعتقادات و قانون های من رو نمی دونی
راجع اشون سخت ـ که بخوای قضاوت کنی.

و حرفی در مورد خودم: من هیچ وقت نمی تونم چیزی که هستم رو توضیح بدم.
ذهنیات ـ پیچیده ای که میل به نابود کردن /از نو ساختن/ تشویق و تنبیه داره
همچین چیزی مجبوره که تو یه اس ام اس به تو بگه نباید درگیر مزخرفاتم بشی
و تو ناراحت بشی چون حس کنی اون داره فرار می کنه از گفتن..

-چه گه خوری ها حرفهای بالا را میم به -ش- زده.-ش- ای که میم از او 
دوری می کند و حقبقتا فرار..
امشب هر کس به میم رسید شلوارش را کشید پایین و رید
به او.به کارتان برسید فردا هم برای ریدن وقت است و هم میم کاری ندارد
می نشیند خانه و منتظرتان هست.

   + میم ; ۱:٠٦ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/٦/٥
comment نظرات ()