سگی

بشاش در هر آنچه که تو نیست *

اوه روز خاص میم..

یعنی خب می دانید میم این هوا را دوست دارد در شب.هوای بارانی را

میگوید و خب هر چقدر هم روزش خاص نباشد شد در این هوا می تواند خوب باشد

حالش.میم که این روزها کمتر کتاب می خواند حتی جرج اورول را نخواند و این روزها

کمتر فکر می کند مثل گذشته و کمتر تصمیم می گیرد مثل گذشته 

این روزهایش روزهای خوب و بدی هستند که نمی شود گفت دقیقا در کدامیک 

دسته بندی می شوند و این میم را آزاد می دهد او می داند در آینده ی نزدیک 

باید گوشش را برای شنیدن حرفهای دردناک آماده کند و دهانش را نیز برای 

گفتن حرفهایی که زدنشان در خون میم وجود ندارد

باران می آید.دل میم باران می خواهد چای می خواهد حرفهای خاص 

می خواهد آهنگ با صدای بلند گوش می کند که کنار پنجره خوب است

سنتی گوش می کند.سنتی..

مطربا...مطربا پرده بگردان و بزن راه عراق...

   + میم ; ٩:۳٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٦/٦
comment نظرات ()