سگی

چراغ نزن لعنتی

ریده شد در برنامه ی مسافرت و میم اعصابش تخمی شد کمی

دوست داشت برود این مسافرت لعنتی را که نرفت و به جهنم

تعطیلی های گه را باید استفراغ کرد در آن.

به این فکر می کند که چه کند؟ مسافرت را نمی گوید .اینکه چه میشود 

آخر این ماجرای هندی .ها ها

میم به زندگی خود هم رحم نمی کند و مسخره اشان می کند.حتی به شخص خودش

حتی خود خود خود ـ درونش را هم به گه می کشاند

این میم است همین که میبینید.بعـــــــ‌ـــ‌ـ ــــ ـله.

   + میم ; ۱۱:٢۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٦/۸
comment نظرات ()