سگی

به دامن این آسمان خدا یک ستاره ندارم

دیشب میم زندگی های مختلفی را دید که حالش را دگرگون کرد 

نمی دانم چه مرضی ست که دارد کاملا می تواند گه گرفتگی های 

شخصیتی و حتی یک زندگی را درک کند و خودش را جایگزین انسانهای خیابان

کند/چیز گهی ست پیشنهاد نمیکنم بهتان.

هنوز که یادش می افتد حالش بهم می خورد به خاطر کار کثیفی که هر بار می کند

و کسی نیست به او بگوید تو را سـَنَنـــََ.

هاه.میم حرفی را به -ش- زد اکنون که گمان می کنم حقیقت داشت و او را به فکر

فرو برد .میم دارد به رابطه های مزخرف دوستی اش فکر می کند /.

ادامه ای برایشان نمیبیند.

اااام چه می خواست بگوید؟ فراموش کرد.

بیخیال یادش نمی آید..تنها می گوید:

میم انسان نامتعادلی ست که هم اکنون زندگی اش معلق است و اینجا حرفهای

تکراری می زند و خب تا زمانیکه موضوعی حل نشود برایش ادامه می دهد این کار

را.میم شما را خسته می کند.او مخاطب داشتن را دوست دارد اما.

   + میم ; ۱٠:٤٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٦/۱۸
comment نظرات ()