میم تشکر می کند از مخاطبان پست قبل که مخاطب بودند.

هاه .

اوج خوشحالی میم که تنها دو ماه بود انگار .شاید هم کمتر.

خوشحالی که نه همین کمی تغییر را می گوید که منتظرش بود.خیلی هم مهم نیست

او بر می گردد به همان میم ـ سابق .اما بهبخشی از او بر می گردد و بخش دیگر هنوز خوب است

چه می دانم.تغییرات ِ تخمی یک دفعه ای که برای میم اتفاق افتاد در حالیکه او انتظار هیچکدامش را 

نداشت و حالا همین گه ها خودشان دارند می گذارند میروند.

ماه..ماهِ لعنتی که باز شبها نمیگذارد میم بخوابد این نشانه ی لعنتی که میم دیگر قبولش ندارد

این ماه..این ماه که زندگی میم را رید.

آه.باید کسی میبود تا میم برایش از ماه بگوید.میم نمی خواهد دلش یک سری حرفهای تکراری

دلش نمی خواهد از ماه بگوید.تنها می تواند برای صاد تعریف کند که او هم گه است.

اخلاقیات ِگه تر از میم دارد.قانون های تخمی تر به مراتب.

بیخیال/میم چرند می گوید که ذهن اش آرام نیست.میم ساده لوح بمیر.

 

   + میم - ۱٠:٢٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٦/۱٩