بازگشتِ میم

در حالیکه میم سردش است می نویسد .او امروز زیاد موزیک گوش کرده است

در راه برگشت به خانه.مسافرتی که همرتهان آن با نیامدنشان ریدند در آن و تمام

اما بد هم نبود هرچند که تعدادشان کم بود ولی خب مهم هم نیست.

میم امروز به وسط جنگل ها نگاه می کرد آن جایی که تاریک است و انبوه و بعد

تصمیم گرفت نامتعارف رفتار کند و بعد هندزفری را گذاشت در گوشش و راک

گوش کرد و تصویر همیشه زیبای ِ جنگل همراه با موزیک ملایم را شکست در هم.

فردا که تعطیل است و گه است این تعطیلی های تخمی.

میم دلش پول ِ زیاد می خواهد.یعنی می خواهـــــد ها.تعارف هم ندارد.

به-م- فکر می کند که همیشه میریند به اعتقادات خودش و به شخص خودش

و به تصمیم های میم .عیب ندارد بحث جدی ای نیست.

اوه این را هم بگوید که گرگان شهر خوبی ست و این خوب بودن به همان

نسبت است که رانندگانش به همان اندازه تخمی اند در رانندگی.

چه جمله ای شد.درک/.همین را می خواست بگوید/.او میرود اما نه اینکه

بخوابد او میرود فیس بوک و ب

   + میم - ۱٢:٠۱ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/٧/٢