می ترسم.
ترسم باید دلیل داشته باشه.
2 تاست.
2 تا دلیل.
اولیش اینه که نگران اینم که چیزی که
ساختم توی ذهنم بهم بریزه و خلاف اون چیزی که من انتظار دارم رفتار شه باهام
دومیش اینه که اعتماد به نفس ندارم.اگه باشه هم قابل گفتن نیست
(من الان دارم فکر هامو می نویسم (
خب برای این مشکل راه حل وجود داره
نمی دونم چند تا
اما اولیش اینه که رفتار آدمهای مقابلم رو پیش بینی نکنم از قبل
دومیش اینه که تجربه کنم .نهایتا به گه میرسه و منم
چند روزی حالم عنی میشه وبعدش تموم میشه میره
سومین راه که آسونترین راهم هست
اینه که بشینی نگاه کنی ببینی
تمام روزهای 20 سالگیت از بین میره و تو ..تو لجن
داری دست و پا میزنی و شبیه مادر بزرگ نداشته ات داری زندگی می کنی

   + میم - ٩:۱٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱/٥