کیستی که من اینگونه به جد در دیار رویاهای خویش با تو درنگ می کنم

 مچ میم زود بنویس بدو ..بدو

میم مچ بند اش را می بندد -لاک صورتی میزند-میرود حمام موهایش

پف می کند و بعد فکر میکند به دیشب که چقدر خودش نبود..

یعنی خیلی خودش بود اما این بخش از خود را هیچ وقت تجربه نکرده بود

شهرام ناظری می خواند و خیلی میم دوست دارد این آلبوم مولویه را

فردا کلاس دارد و خـــعیلی هم خوشایند نیست کلاس صبح اش و مهم

نیست البته اگر بتواند تعدادی از واحدهای لعنتی اش را تطبیق دهد خوب

است.تطبیق همین جوری نوشته می شود؟

-ش- که میم را تحت تاثیر قرار داد.

همین.

   + میم - ۱٠:٠٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٧/۳٠