سگی

میم اینها را دیشب ساعت 12 نوشته بود

میم زود می نویسد در حالیکه با مادر و نسی نشسته ان در اتاق

زود می نویسد که کسی نبیند

دیشب جوری حرف زد با فرد ِ پشت خط که انگار او را سالهاست می شناسد

و این خوب نبود اصلا به میم حس های خوب نمی دهد چون.

باید خودِ عوض شده ی لعنتی اش را تربیت کند در هر موردی

باران می آید.باران لذت بخش و میم پاک میکند کینه های دیشب را

از آن دوست بی شعورش که نه تنها آدم نبود که میم می خواست بگوید ریدم در آن معرفتی که از آن

حرف میزدی .

 

پ.ن:یک می دانم اینجا را نمیبینی اما مینویسم بلکه راحت شوم.ببخش مرا.ببخش

   + میم ; ۱٢:٤٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۸/٥
comment نظرات ()