شب نوشته ی میم پشت تابلو

میم فردا باید بلند شود برود امتحان دهد که میرود/.

می خواهد "بودن"را تجربه کند که نکرده است تا الان/.

در اتاق بوی تینر می آید و رنگ و روغن که می آید دیگر و میم یادٍ چاپ

دوران هنرستانش می افتد/.

دارد تمرین می کند که فراموش کند که خوب است/.

می خواهد خارج از چهارچوب های لعنتی اش رفتار کند که اگر بشود می کند/.

هاه .._اینها ذهنیات میم است که دارد فکر می کند الان بهشان_

5 شنبه مهمان دارند که میم دلش می خواهد فرار کند از خانه چون حالٍ

مهمان ندارد(نبود ثبات)

می نویسد که فراموش نکند/تنها همین /بله

 

-بگذار بشود.

   + میم - ۱٠:٠٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۸/٩