سگی

میم , باید باید باید

حس های احمق ها را دارد میم

امروز گفت: خدای ظالم میم او گه خورد راستش را بخواهی

مرسی که هوایش را داشتی .

و حالا اوست که احساس حماقت می کند .در دفترش امروز نوشت تنها چیزی

که میم فهمید این است که لایق بودن شامل همه چیز نمی شود.

او میبایست کمی بیشتر صبر کند .نباید اصرار میکرد.کرد و بد شد همه چیز

تصوراتی که حتی در مورد خودش هم داشت عوض شد و این یک مرحله ی

خیلی سنگین و هضم نشدنی در زندگی میم بود چیزی که باید میفهمید

اما فهمیدنش باعث شد او حس کند این میمی که رفته است همانی نیست

که برگشته ..اوه

چه روزهای حجیمی بارشان را از توی ذهن میم عبور میدهند تا بروند به

درک.اوه نشانه ای مثل 6.نشانه ای که میتواند حجم کثیف یک روز را

فراری دهد.

   + میم ; ۱٢:٢۱ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۸/٢۸
comment نظرات ()