سگی

 

زندایی ـ من آدم نا متعادلی ـ.هر چند من خودمم نا متعادلم.
اما من و اون فرق داریم با هم.
نه اینکه بخوام بگم من فلانم بهمانم گل ـ گلابم.نه اتفاقا
محبت, زور چپون میکنه به آدم اونم کِی؟
وقتی که با تمام وجود ریده بهت و تو کل ساعتهایی که با هم
بودید اعصاب و روان درست حسابی براتون نذاشته.
یه دفعه ای مهربون میشه و در گوش بچه اش پچ پچ می کنه و مثلا
متوجهتون می کنه شما که دارید با دایی اتون میخندید به تخم

 نداشته اش هم نیستید.
و بعد انقدر حرص میخوره و نتیجتا تبدیل میشه به یه آدم روانی ـ مالیخولیایی.
و 2-3 هفته ای میگذره و هی بهش محل نمیدید که بفهمه چه گه بزرگی خورده
و اتفاقا میفهمه و هی سعی میکنه خر بشه مهربون شه محبت تزریق کنه و
شما هی بالا میاری.هی بالا میاری.هی بالا...

اه جدی جدی گلوم درد می کنه.باید سرمایی چیزی کوفتی خورده باشم.

   + میم ; ۱۱:٤٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱/۱٠
comment نظرات ()