سگی

گذر های تخمی ات را نمی خواهم.

امروز رفت فیس بوک و نوشت: آنجا برف نمی آید.سادگی های احمقانه ات

را می گویم.آنجا برف نمی آید.آتش است.

بعد خوشش آمد از چیزی که نوشته بود بنابراین اینجا هم نوشت.

در مورد خودش بود و حس کرد واقعا ساده برخورد می کند با همه چیز

البته به ظاهر و بعد هیچ کس نمی فهمد که بعد ها دهن میم سرویس

میشود بس که فکر می کند به آن و بعد هیچ کس نمی فهمد که میم

خیلی به ظاهر اینگونه رفتار می کند و در اصل کنایه ها یا هر کوفت ِ

پنهانی دیگر در حرفها را می فهمد.بله اینگونه اند انسانها.

سیاست های شدید رفتاری /اخمو /احمق و به ظاهر دانا .

میم دارد چرت می گوید.باید برود اما یک جوری ست ..

 

پ.ن: میم همین است.نمیخواهد از نوشتن در اینجا بترسد.

   + میم ; ۸:٤٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٩/٥
comment نظرات ()