done with

میم می نویسد در حالیکه له شده است کاملا و فردا پدرش در خواهد آمد

از بدن درد و داستان این بود که میم و نسی تصمیم گرفتند تغییراتی

در اتاق هایشان بوجود آورند و خب وقتی ک ِرم انجام یک کاری دارند 

دارند دیگر و رفتند رنگ خریدند و رفتند غلتک خریدند و قلم مو خریدند

و چسب خریدند و دیوار اتاق را تقسیم بندی کردند به تعدادی مربع و هر 

مربع یک رنگ و سخت بود و آی خدا :)

و تازه باقی دیوارها ماند برای صبح .

روز مفید میم همین جا به پایان میرسد و فردا روز ِ دیگر ی ست هرچند

اگر میم باز هم مثل دیشب خوابت را ببیند.

   + میم - ۱٢:۱٥ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/٩/٢۸