از آنهایی که این ساعت پست میگذارند در وبلاگشان بدم می آید.حتی اگر میم باشد

 از میم می خوام بگم :


میم در حقیقت می نویسه که فراموش کنه.برای همین گاها بی ادب میشه

فحش زشت می نویسه حتی و دوست داره زشت تر هم بنویسه
چون در واقعیت همچین آدمی نیست.
میم از آن دسته آدمهای مزخرفی ست که 2 تا وبلاگ داره
چون هیچ وقت راحت نبوده تو وبلاگ اصلی اش
و هیچ وقت نتوونسته راحت زر اش را بزند
چون خودش در واقعیت آدم ساکت سرکوب شده ی مفلوکی ست
که تمام روزهای 20 سالگی اش به فاک میرود
و او فقط نشسته و تماشا میکند و چاره ای ندارد
میم موجودی ست که آرزوهای بزرگی داشته و در نهایت
همه اشون رو به یه گه بزرگ باخته.
و او از گه گرفته گی و تکرار خسته شده
بی هدف ـ.
هر چند که سعی میکنه برای خودش از روزهای خوب بگه
از روزی که مجبور نیست به خاطر هدفی که یه روز داشته
زار بزنه توی خونه روی تخت اش و کنار پنجره
بلکه دوربین اش رو برمیداره و میره عکاسی ـ کوفتی اش را میکند
یا خبرش گوشی اش را بر میدارد و به فلانی که آدم ـ واقعی ای است
اس ام اس میدهد و دعوتش میکند و مدام کادوهایش بی مخاطب نمی ماند
بله میم هم آدم است.یک آدم گه که نمیگذارند لا اقل به یکی
از خواسته هایش برسد.

   + میم - ٦:٥٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱/۱٢