سگی

جای خاصی ست اینجا که هستیم -2-

همین خبر فوت اسفندیار خان را می گوید..

چند روزی ست که زندگی میم را تحت تاثیر قرار داده است و بدترین جای ممکن

بهشت زهرا ست /.عربده های دردناک را می گوید.اشک های بی قید و بند را

صلوات های ترسناک و  فضای سراسر وهم آلود.

توهم های لعنتی از نبودن/از مورچه های توی خاک/از ترس ِ بی تعادلی/

ترس ِ ندانستن ِ ذاتی اش که همه ترس است و ترس و ترس.

مسنجر ساین این نمی شود.این مهم نیست که نمیشود.

اینکه میم فهمید تا به حال زندگی نکرده است /مفید نبوده است /

حس های گه دارد/نمی خواست صحنه ی تدفین کسی را ببیند که دید.

نمیخواست بشوند که شنید/میم چقدر به یکباره همه چیز عوض شد نه؟

میم:به گمانم..

   + میم ; ۱۱:۱٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱۱/٢٠
comment نظرات ()