باغبان ِ جهنم.

هنوز نمی داند دارد در گوشش چه چیزی می گوید.

باید شب بشود.الان شب نیست.

این را میم می گوید/.شب ها از یک به بعد شروع می شوند.

لذت بخش ترین قسمت یک روز..

باید شب بشود تا میم بخوابد .سرش را فرو کند زیر پتو و بشنود کسی در گوشش

می خواند :"دم می جنباند ماهی/دعا می خواند و صدایی از او شنیده نمی شوند

راضی ست ماهی چه در آب اقیانوس چه در کنار ساطور /.

راضی ست در خانه ی شیشه ای/. و برای پنهان شدن جایی ندارد."

 

دیوانه اش می کنند روزی تمام نت های دنیا..

   + میم - ۱٠:٤۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱٢/٦