سگی

گم شده یا گمشده.

میم یک عدد سفتریاکسون نوش جان می کند /خودش نه البته .. :)

بلکه گلودرد لعنتی اش بیخیال شود.چند روز شد میم؟

حس یک زندانبان را دارد هم اکنون.میم از یک زندانی حرف نمیزند که از یک

زندانبان می گوید/. شاید ندانید اما حس کثیفی ست.

و چند نکته که شاید بعداً به درد او خورد/.

نکته ها را نمی نویسد /چون هی نوشت و هی پاک کرد/.

شاید 10 اسفند نوشت در موردشان .ها ها

و اینکه چه خوب که جدایی نادر از سیمین اسکار گرفت و چه خوب که بالاخره

ما عقده ای نشدیم .باحال است که بتوانی بین تمامی افراد مهم کشورت

یک نفر آدم درست-حسابی پیدا کنی.

   + میم ; ۱٠:٢٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱٢/۸
comment نظرات ()