سگی

ترکیب بندی/طبیعت بیجان.

میم میرود پیش دایی.

دایی می خواهد برود چند روزی سفر.

میم نگران او میشود.دلتنگش میشود که اگر برود و بماند چه میشود.

دایی با مبم شوخی میکند/هم سن او میشود حتی و با هم آهنگ گوش میدهند

دایی میم را دوست دارد/پفک میگذارد در دهنش و با هم میخندند.

میم دلش میخواهد یک نامه برای او بنویسد که به او بگوید چقدر مهم است

بگوید به اندازه ی تمام دنیا برای میم ارزشمند است.

که بگوید دوستت دارم مَرد.نرو.نرو.نرو.نرو.

   + میم ; ۱٠:٥۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱/۳٠
comment نظرات ()