سگی

کلیدی تو دستت اینجا که دری نیست..

 

موهایش پف کرده است و جلوی چشمهایش را میگیرد.

اما او همچنان تایپ میکند.

میم یک فلش دارد که پارسال این موقع پرتش کرد توی دیوار و فلَش ترکید.

حالا اینها خیلی مهم نیست.

مهم این است که همین الان میم فلش می خواهد . ها ها.

عناصر تجسمی را چه جوری فردا بردارد ببرد سر کلاس پس.

حالا این ها هم که مهم نباشد ..میم باید بگوید هنوز هم روزمره نوشتن

برایش مهم است.به قول صاد یک چیزهایی مهم است /مثل غذا/عملگی

لباس کار/صاد راست می گفت میم اینها را الان میفهمد.

 

   + میم ; ۱۱:۱٤ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۳/۸
comment نظرات ()