سگی

بی سر ته و آشفته های امشب میم

 

میم هی دارد هر رووووز حساب می کند که چند روز دیگر عنــ دیشه اسلامی

امتحان دارد.راستش حتی نمی داند کتابش چه رنگی هست.

و بعد با خود می گوید : خب آن مزخرفات را باید حداقل تا 5-6 روز دیگر خوانده

باشی و بعد باز هی فردا می آید و میشود 4-5 روز دیگر و همین طور ادامه دارد.

نمی خواست امشب بیاید چیزی بنویسد اما آمد.

دیگر جمله ی بعدی اش نمی آید.میم را می گویم ..میم را /میم را /میم  را

یکی دستش را بگیرد برداردش ببرد او را عکاسی.اینجور که نشسته است

در خانه بدبخت خواهد شد برای ژوژمان عکاسی.

   + میم ; ۱۱:۳٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۳/۱٠
comment نظرات ()