سگی

11 ها.

 

میم, یک موقع هایی پیش می آید.

یک موقع هایی که تو بهتر می دانی چه جور موقع هایی ست.

که لبخند میزنی اما تظاهر است.نقش بازی می کنی و حالت خوب نیست.

مدیریت مطالب و حذف مطلب .. 9 تا کتاب را ,نصفه نیمه پرت کردن آن ور.

چهره های خط خطی زنهایی که هر شب می کشی اشان گوشه ی

این دفتر و آن کتاب..

لعنت به صندوق صدقات سر کوچه که از پنجره می بینی اش.

فرو رفتن در حجم پوچی که به تازگی از آن بیرون آمده بود.میم لال میشوی

حرفت نمی آید.شک می کنی.می ترسی.خوابهای بد میبینی -قتل-چاقو-

انگشتهای له شده-جاده های وحشتناک-زلزله-خون-خون-خون. و میمیری

از ترس و میمیری از ترس و میمیری از ترس و میمیری از ترس.

   + میم ; ۱۱:۱٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٥/٦
comment نظرات ()