سگی

ای درد /ای یاد ِ یار.

 

و سر درد لعنتی دوباره ی میم.

اما این دردناک تر از موهای راننده تاکسی نیست که آنها را از عقب

روی پیشانی اش آورده بود.

دردناک تر از پای شکسته ی  گربه.و میم که از گربه ها متنفر است.

دردناک تر از اینکه میبینی اما باید چشمهایت را ببندی.کور ِکامل.

یا آن "نیمکت قرمز"ِ تنها .

و اصلا چه چیزی دردناک تر از جمله های میم که بلندترین آن ها/

کوتاه ترین اشان بوده.

   + میم ; ۱٠:۳٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٦/٢٥
comment نظرات ()