سگی

95 درصد ها.

 

 

میم نمیداند,اینجا کجاست.

میم هیچ چیز نمیداند.

میم تنها میداند دوست دارد الان آن ذره ی کوچک باشد که نسی میگفت.

میم نمیداند که دوست دارد داشته هایش را آنقدر نگاه کند که آنها معذب

شوند و خجالت بکشند.

میم چشمهایش میسوزد اما مطمئن است که امشب,وقت خوابیدن نیست.

میم دوست دارد سرعت نور باشد,برود روی آن ستاره که مُرده است

هزار سال پیش بنشیند و به نسل منقرض شده ی دایناسور ها نگاه کند.

میم که نمیداند این ثایه چیست/کجاست/کیست.

 

   + میم ; ۳:٥٢ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۸/۳
comment نظرات ()