سگی

حل شده در آبی ها.آب-ها

 

میم بین آدمها داشت سرش گیج میرفت.

چراغ قرمز/عبور برای عابر پیاده ممنوع است.

بین آن همه آدم آنطرف چراغ قرمز با ابروهای درهم و پیشانی های چروک

خورده از عصبانیت کسی بود که به دستهای روی میله فکر کند؟

کسی بود که توی دلش ای یار جانی را بخواند؟کسی بود که فکر کند

آن طرف خیابان کسی ایستاده که دارد نگاهش میکند؟/.

چراغ سبز/عبور برای عابر پیاده ..

هجوم می آورند این طرف چهار راه انبوه سیاهی از آدمها که حتی شبیه

کلاغها هم نیستند.

 

_: لااقل کلاغها چهره ها را بخاطر میسپارند :)

   + میم ; ٩:٢۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۸/٥
comment نظرات ()