اسفَند .

 

 

میم امروز کلی, دست کشید.

دلش می خواست قدرتی که توی یک دست هست را نشان دهد که

نتوانست و بعد کارهایش را خط خطی کرد.

از توی خط خطی ها یک زن در آورد .

آزادی عمل چیز خوبی ست حتی اگر سر کلاس طراحی باشد .

که هر کس بیاید خطی توی کارت بکشد و زن تکمیل شود.

گرچه روح خودت دیگر درون آن نباشد/.زن,مو داشته باشد.مژه داشته

باشد/چشم هایش به سبک کارهای حدیث باشد حتی.

میدانی میم حساسیت تو را به برخی از واژه ها میتوانم درک کنم.

میدانم که حالا دیگر آنقدر قدرت آن را نداری که بگویی بیخیال میم/بیخیال

میفهمم که چه حال بدی پیدا میکنی وقتی کسی چیزی را بگوید که

ساختگی است.لعنت.

لعنت که حالا به این نتیجه رسیده ای که اگر کلمات در معنای حقیقی

خودشان به کار نروند مبتذل و احمقانه به حساب می آیند.

مثل زنی که امروز ساخته شد..

.

.

میم/آنها را ببخش.ببخش.ببخش.. .

   + میم - ۱٠:٢٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/٩/۱٤