سگی

میم یکی از دوستانش را جور دیگری دوست دارد

نزدیک بود سر شام بالا بیاوریم قشنگ چون داشتیم به یک چیز چندش آور فکر می کردیم.

به ماشینی که از بالای یک پل سقوط میکنه و تو دقیقا زیرش ایستاده بودی

 و صحنه های بعدش را حتی.

میم همیشه خوابهای ترسناک میبیند و مثل فیلم های آبگوشتی از خواب میپرد

 اما واقعا میپرد  خواب قتل می بیند همیشه.و خود او که قاتل است .

چند شب پیش اما خواب میدید که 2 تا از انگشتهایش ...بند انگشتهایش قطع شد

خواب کثیف و چندش آور و لجنی بود حتی صحنه های بعدش را هم میبیند

 بدون اینکه در این موقع بپرد از خواب.

خوابش که به پایان میرسد از ترس بیدار میشود.

خواب چیز ـ جالبی ست که هیچ کس از آن سر در نمی آورد

مبهم است.مرموز است و میم هم که عاشق خوابها و حتی آدمهای اینچنینی ست.

که هر دو نایاب اند...نه کم یاب اند.

 

   + میم ; ۱٠:٠٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۱/۳٠
comment نظرات ()