سگی

بِمیرَم/از تَنَم بِرَم/بِشَم تَنِش.

 

میم می داند که عکس هایش خوب نیست.

چون حوصله نداشت عکاسی کند و وقت نگذاشت برای عکس ها

جز چند تایی پرتره که احتمالا آن ها هم غلط باشد.

و فردا هم حوصله ندارد برود کلاس. و حوصله ندارد درس بخواند و حوصله

ندارد 4 ساعت فیزیک عکاسی گوش دهد فردا و استاد هم ایراد بگیرد

از همه و کلاس تمام شود.

میم حوصله ندارد فردا صبح بیدار شود.حوصله ندارد امتحان دهد/

حرف بزند/بخوابد/راه برود.

 

+تو،خیال من بوده ای.خیال خوب لعنتی ام نگاهت را نگیر از کسی که 

سایه ای از تو نبود.

   + میم ; ٩:٥٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱٠/۱٢
comment نظرات ()