میم نوشتنش نمی آید .

 

میم درست همیشه در چنین روزی حس های عجیب و غریب داشت.

یک جورهایی فرار از آنچه که داشت اتفاق می افتاد .

حالا خیلی بقیه ی ماجرا مهم نیست.

می خواست این را بگوید که اینبار نسبت به خیلی چیزها بی تفاوت است.

همین.

   + میم - ۱٢:٤۱ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۱/۱۱/٢٤