سگی

آنچه که خواندنی نیست.

 

 

میم از هیچ چیز عکس نمیگیرد چون دوست دارد آدامس بجود و از هیچ چیز

عکس نگیرد.حالا میفهمد استاد فنون و عرضه چه میگفت.حالا میفهمد که او

چرا وقت سفر کردن از هیچ چیز عکس نمیگرفت.

شاید هم اصلا این طور نباشد .مقایسه ای وجود ندارد و در صورت وجودداشتن

احمقانه بحساب می آید.میم می دانست دلیل عکس نگرفتنش را.

دلیل اینکه به آن پسر ِ آن روز راجع به کتاب تری برت جور دیگری جواب داد

و به آن دختر خانم هم در بی آر تی که ابراز علاقه می کرد به عکاسی

گفت :بعـــله بعله رشته ی خوبی ست اما حقیقت را نگفت که حقیقت

گفتنی نیست.نگفت تو پیر میشوی /رنج میکشی /آشفته میشوی/

تا بخواهی یک فریم عکس واقعی بگیری.

فرصت را تنها دوربین های دیجیتال لعنتی در اختیارت با دست و دلبازی قرار

میدهند حال آن که واقعیت چیز دیگری ست .تو در بین آنهمه شاتر زدن تنها

یک فرصت داری و زندگی بازیست.

 

 

+میم از این منطق گندش متنفر میشود گاهی .

 

   + میم ; ٩:٢٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۳/۱٥
comment نظرات ()