سگی

از پیش تو راه رفتنم نیست -لعنتی-

 

 

میم، اشتباه کار تو بود.

هر بار گفتی بار دیگر/بار دیگر/بار دیگر.

من دلیلت را میدانم اما از درون تو هر کس دیگری خبر ندارد.

آن بار دیگر اینطور آمد .حالا رها کن .چسبیدن کاری را از پیش نمیبرد میم.

 

از ترس های احمقانه ات من هم دیگر جانم به لب آمده.تحملت میکنم میم.

 

روزهای خوبی ندارد/گرفتار است/درگیر است/بدبخت است/و راهی به جایی

نمیبرد/.

 

 

+هی نور کوچولو من یادم نمیماند هیچ  چیز را.انگار که باد تو را نیاورده باشد هنوز.

+میم کلمات را در جای خودشان بکار میبرد.همه چیز را دارد و هیچ ندارد.

   + میم ; ۱٠:٠٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٧/٢
comment نظرات ()