شبت به خیر نباشد.

 

 

میم وقت خواب  است.بفهم.

.

.

تو مدام منتظر انتقام گرفتنی/اینهمه کینه را چه کسی به تو یاد داده؟

اینهمه قضاوت کردن احمقانه را چه کسی لطف کرده و آموزش داده به تو؟

از خودت یک مجسمه ساخته ای/مجسمه ای که کسی حق ندارد او را

سرزنش کند .چون تو حق اشتباه کردن را از خودت گرفته ای.

گمان میکنی تمام کارهای دنیا را باید بلد باشی/تمام خوبی ها را یکجا

و بسته بندی شده باید قورت داده باشی مبادا کسی به تو حرفی برخلاف

تصوراتت بزند.تصور همان مجسمه ای که ساختی را میگویم.

و میم باید بدانی این گه ترین چیزی ست که میتوانستی از خودت بسازی و

ساختی عزیز دلم .

   + میم - ۱:٤٠ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/٧/٥