میم دو بال برای پرواز میخواهد.

 

 

امروز فیلم حساسیت را ظاهر کرد.شانس گند ِ بخت برگشته اش جایی از 

فیلم ها درست در ریل قرار نگرفته بود.آی بدبختی.آی سیاه بختی چقدر.

ولی نیمی از عکسها خوب شده بودند .بعد هم آمدند سوار ماشین شدند 

و راننده فرامرز اصلانی را گذاشت بعله همان آهنگ معروف را و سپیده از او

خواست تا صدا را زیاد کند و خیلی حال داد.شب.شب.شب.شب.همه جا در

شب فرو رفته بود.زندگی لعنتی.

میم دلش برایت تنگ شده و میکوشد به بدترین شکل ممکن فراموشت 

کند کاری که این روزها در آن هم موفقیت زیادی کسب کرده.دلم برای

خودت بودن ها تنگ شده و شاید این میم است که گمان غلط می برده.

   + میم - ۱٠:٠٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٩/۱۸