سگی

نور کوچولو فردا هم دوشنبه است.

 

 

 

 

می گوید با دستگاه چاپ می کنیم و میم دلش می گیرد. پس تکلیف آن

دستها چه میشود که بی توجه به ادامه ی حیاتشان داروی ظهور را هم 

میزنند تا درست به کاغذ عکاسی برسد.

پس تکلیف دستهایمان چه میشود در تمام این سالها. .

او با دستگاه چاپ میکند و میم لعنت میفرستد به هر چیزی که همینقدر 

یواش و زیر زیرکی جای تمام داشته های حقیقی امان را میگیرد.آن هنگام

که دنبال لذت بردن هستیم و لذتی نمیبریم باید بدانیم یک روز قطره قطره

اسید ریختیم و از بیخ همه چیز را سوزاندیم و تنها جای زشت و دردناکش را 

برای خود باقی گذاشتیم.

میم لعنت میفرستد و در دلش آرزو میکند آن دستگاه لعنتی که حتی 

قیافه ی نکبت اش را هم ندیده درست و با دلسوزی خاکستری ها را 

در آورد لعنتی.

   + میم ; ۱٠:٢٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/٩/٢۳
comment نظرات ()