سگی

 

 

برای فردا نگرانم.

فردایی که میاد رو هیچوقت تجربه نکردم.

از این گه نوشت ها بالا میارم.

اما خب اینجا برای بالا آوردن من ـ در هر صورت.

من برای فردا حقیقتا شک دارم که می ترسم یا مضطربم

یا چه کوفتی.

اصلا می دونی چیه .به درک.

بذار یه بار منم برینم به کل کارهایی که می خوام انجام بدم.

 

کاف.نون: باش.تویی که من چقدر خوب میبینمت .باش

   + میم ; ۱۱:٢٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٩/۱٢/۱٦
comment نظرات ()