سگی

کاغذ صورتی.

 

 

خیلی زشت است اتاق ات شبیه انباری شود.

یا خیلی زشت است چشم هایت کور شود و نروی دکتر/.

خیلی زشت است اگر لباس هایت را همین طور بریزی این ور -آن ور.

زشت است که آن پارچه های مشکی را بر نمی داری از روی پنجره ی اتاق.

میم...زشت است که یک ماه است اجازه نمی دهی کسی در کمد دیواری ای

که روی آن پارچه ی مشکی زدی را باز کند .

خیلی زشت است اگر دوباره فکر های مزخرف کنی .

یا خیلی زشت تر این است که دلت میخواهد همه ی عالم و آدم را جر بدهی

بگذاری آن ور/.

حالا هی بچرخ .بچرخ.بچرخ بر پهنه ی این اتاق و کور شو و خر باش و بمیر/.

   + میم ; ۸:٢٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٢/۱٠/۱۱
comment نظرات ()