میم امروز روز خوبی داشت. بیشتر خوشحال بود.

نه از امتحانش حرف نمی زند .چون نمی داند که چه کرده است

با اینکه تقریبا خوب جواب داده اما نمی داند خب حق هم دارد چون

دفترچه های مزخرف را جمع می کنند

میم دیشب از صدای باران که زیاد میبارید بیدار شد و لذت برد و

خوابید دوباره و صبح ساعت یک ربع به هفت بیدار شد که برود امتحان

بدهد که داد .از امروز تا مدت کوتاهی برای خودش خواهد بود شاید

برود تئاتر شهر و انقلاب کتاب بخرد و شبها بخواند .

میم امروز با دوستانش رفت بیرون و علافی (الافی ؟) کردند و قدم زدند

و پفک سق زدند و برگشتند که روز خوب میم را تکمیل کرد

بعــــله میم خوشحال است خیلی.

   + میم - ٩:۳٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٢/۳٠