سگی

:|

میم مینویسد چون هر گهی خورد تا بتواند در م. و از عقاید یا احساسی

  که این روزها دارد بنویسد نشد.میم ـ احمق...اه

گوشش دارد می ترکد .هـِیت را گوش می کند از بَند بامداد.

می نویسد تا زمانی که آهنگش دانلود شود و می نویسد تا زمانی که

این حس ـ گه از وجودش برود گم شود ..بمیرد اصلا.

میم نمی داند اخلاقش گند است یا مثلا زیادی مغرور است یا اینکه

اصلا تقصیر اوست یا نه؟ نمی داند واقعا..

می دانید او می گوید من پایم را می کشم بیرون در شرایطی که نبودن

ها موجب جدی بودن ارتباطات می شود.سخت شدنشان یا به لجن

کشیده شدنشان.میم از یک ارتباط خیلی معمولی و مزخرف حرف

می زند که این روزها عذابش می دهد.او..میم را می گویم

خیلی قانونمند است اما سعی کرده مزخرف هایش را حذف کند

سعی کرده پیشرفت کند و کرده تا حدودی اما می دانی او در این

مدت سعی کرده نیاید پیدایش نشود اصلا.در صورتیکه می داند اگر باشد

تو هم هستی .اما او می ترسد خوب شد اصلا؟

آه.اگر گرگ بود حتما به میم کمک می کرد.با او حرف میزد و راه نشانش

می داد.بله.حتما

   + میم ; ٤:٢۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۳/٤
comment نظرات ()