سگی

حالا بزرگتر میشی و میبینی زندگی چطور آدمو خم می کنه دایی سخت نگیر/

میم ظرف میشوید مثل همه ی آدمها اما فکرش جای دیگریست.

فوتبال می بیند حتی اما غبار و خاک جور دیگری برداشت می شود

از جانب میم.

او شاهین نجفی گوش می کند اما زیاد حرص می خورد بابت تک تک

کلمات ـ حقیقی اش.

او دوست دارد بمیرد الان.گه است.خیلی هم گه است.

فقط آرزو می کند که کاش به جای اینکه همه ی دنیا پیش بینی کنند که

سال ٢٠١٢ زمین می ترکد خدا رو شکر می نشستند کمی فکر می کردند

که تا بیخ همه اشان در لجن هستند و عده ای آنقدر چاپیدنشان که دارند

عن بالا می آورند.

دعا:خدایا گه خوردیم به دنیا آمدیم .بله این جمله از همان جمله های تکراری ست

با این تفاوت که میم ازش وحشت دارد.

   + میم ; ۱٠:۳٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۳/۱٢
comment نظرات ()