صورتی .

 

 

حس گه برو لطفا.

این را میم میگوید . باز حس کرده در بند است . در اسارت.

که می خواهد همه چیز ول باشد . روی هوا باشد.

وااای حس های بد دارد . خیلی بد .

نوروز هر سال را یادش می آید اما نمیداند...حالش خوب نیست.

میخواهد به خیال خودش آزادی تمام شده اش را بی هیچ حرف و 

حدیثی و بدون هیچ تغییری دوباره بدست آورد.

 

/ 0 نظر / 18 بازدید